تبلیغات
H O S H I D A R M A H - معانی طنزآمیز کلمات

H O S H I D A R M A H

هوشیدرماه

نصرت کریمی

نوکر: کسی که به تازگی کر شده باشد یا کر نوین.

دستور: دستی که به تور میزند.

دست خالی: دست خال خالی.

دست‌ بکار = دستی‌ که‌ بی‌کار نباشد.

شراب‌ = آبی‌ است‌ که‌ شر به‌ پا می‌کند.

استخر خالی‌ از آب‌ = برای‌ شنای‌ کسانی‌ که‌ شنا بلد نیستند.

زنبور = زنی‌ با موی‌ بور.

همه‌ کاره‌ = کسی‌ که‌ هیچ‌ کار بلد نیست‌.

سرخوش‌ = کسی‌ که‌ به‌ غیر از سر تمام‌ بدنش‌ ناخوش‌ باشد.

آشپز = کسی‌ که‌ پلو پختن‌ بلد نباشد.

سخنران‌ = رانی‌ که‌ سخن‌ می‌گوید.

گربه‌ رو = راهی‌ که‌ گویا سگ‌ نمی‌تواند از آنجا عبور کند.

سرباز = کسی‌ که‌ کلاه‌ بر سرش‌ نباشد.

کوفته‌ کاری‌ = کوفته‌ با ادویه‌ی‌ کاری‌.

تشخیص‌ = قایقی‌ که‌ روی‌ آب‌ باشد.